تبليغاتX
مِــــيْـــــــــــدی
یادداشت های یک مهندس

پنجشنبه24 اسفند

امروز كه دارم مي نويسم آخرين روزي است كه در سويس هستيم و ساعت يك ربع به پنج پرواز برگشتمان است.البته امروز من بايد در مورد تيتليس و شهر لوزرن كه يكشنبه رفتيم بنويسم.

اين تور يك روز توسط شركت آلستوم برايمان ترتيب داده شده بود.و راننده همان راننده اي بود كه ما را از فرودگاه به هتل آورده بود.قرارمان ساعت هشت و دم در هتل بود.شب قبلش از طريق اينترنت به سايت تيتليس رفتيم و اطلاعات را گرفتيم شنبه دماي هواي تيتليس به منفي پانزده درجه رسيده بود بنابر اين بايد خودمان را براي يكي از  سردترين روزهاي زندگيمان آماده مي كرديم.خوشبختانه يكشنبه هوا كاملا آفتابي بود.از وتينگن تا تيتليس  حدود يك ساعت و نيم راه بود و ما در مسير فرصت داشتيم كه از مناظر و طبيعت زيباي سويس لذت ببريم.تتليس تقريبا در مركز سويس و در قسمت كوهستاني سويس واقع شده و با توجه به اينكه ما در شمال سويس بوديم مسير حركتمان به سمت جنوب بود. يكي از جالبي هاي سيستم موبايل اينجا اينست كه، شما وارد هر منطقه اي كه مي شويد گوشي موبايل شما نام منطقه را در گوشه اي مي نويسد البته اين مختص سويس نيست و در تمام اروپا به همين منوال است. حتي در فرودگاه اتاتورك ،درتركيه  هم ما كلمه فرودگاه اتاتورك را روي موبايلمان داشتيم.خوبي اين نوشته اين بود كه بدون نياز به تابلو نام هر شهر يا منطقه ،ما مي فهميديم كه الان در كدام منطقه يا شهر هستيم.خلاصه با نزديك شدن به منطقه كوهستاني سويس كم كم كوه هاي پوشيده از برف هم خودنمايي مي كردند.و اين كوه هاي سرتا پا سفيد در كنار زمين سبز و مخملي اطراف مناظر بسيار زيبايي را به تصوير مي كشند كه واقعا انسان از ديدنشان سير نمي شود.از ديگر زيبايي هاي سويس درياچه هاي آنست و اين كشور به كشور درياچه ها معروف است. تازه وقتي كه من در كنار محيط يكپارچه سبز  تصوير كوه پوشيده از برف را دردرياچه هاي زيباي سويس ديدم تازه فهميدم كه چرا مي گويند سويس كشور زيبايي است.اين هم دو عكس از اين مناظر چشم نواز گرچه من معتقدم كه هيچ دوربيني نمي تواند زيبايي ها را آنگونه كه هست به تصوير بكشد.

 

 

 

تيتليس يكي از معروف ترين پيست هاي اسكي اروپا است و شايد هم دنيا و از ورودي تا نوك قله تله كابين دارد. كه البته براي رسيدن به بالا ترين نقطه كوه بايد چهار بار تله كابين را عوض كنيد.

قيمت بليط تا بالاي قله حدود هشتاد فرانك بود كه خود شركت تهيه كرد و گرنه فكر نمي كنم اكثر دوستان من پايه بودند و حاضر مي شدند هزينه را پرداخت کنند.خوشبختانه هواي امروز در بالاي قله گرمتر از ديروز بود و حدود هشت درجه زير صفر بود با توجه به خوبي هوا خيلي شلوغ بود و ملت همه وسايل اسكي يا سنو بورد بدست امده بودندتا از اين روز تعطيل بسيار عالي، لذت ببرند.و براي اولين بار اينجا هم مقداري در صف مانديم.

از همين ابتدا احساس مي كردم كه كفشم جوابگوي سرماي بالاي قله نيست و چون از قبل تجربه يخ زدن انگشتهاي پا را در برف داشتم و مي دانستم چطور مي تواند يك روز خوب آدم را خراب كند.تصميم گرفتم كه اگر كفش كوهي براي اجاره باشد.بروم و اجاره كنم رفتم از قسمتي كه وسايل اسكي اجاره مي دادند پرسيدم خوشبختانه داشتند ولي وقتي كه قيمت را پرسيدم و جواب يازده فرانك را شنيدم نمي دانم چرا خود به خود انگشتان پام شروع به گرم شدن كردند و من هم از اجاره كفش منصرف شدم!!!.

اولين قسمت مسير را با يك مونوريل بالا رفتيم.و دومين و سومين قسمت را هم با جماعت عظيم اسكي پوش با تله كابين بالا رفتيم.البته در هر قسمت تعدادي جدا مي شدند و با اسكي به پايين مي رفتند و تعدادي هم كه از قسمت هاي بالاتر با اسكي امده بودند پايين، دوباره سوار مي شدند و بالا مي آمدند اين دو مرحله را كه بالارفتيم توقفي كرديم و نگاهي به اطراف انداختيم در اين قسمت يك رستوران و بار وجود داشت كه بار كلا از يخ ساخته شده بود.و جاي بسيار جالبي بود و عده زيادي هم مشغول افتاب گرفتن بودند.

در اينجا از زبان ها مشخص بود كه از همه اروپا براي اسكي و تفريح به اينجا مي ايند.جالب اينجا بود كه تعداد زيادي هم هندي و ژاپني ديده مي شد كه تعدادي با تيپ و ظاهر توريستي مثل ما بودند و تعداد زيادي از هندي ها هم با وسايل اسكي بودند.

تكه آخر مسير تا قله را با تله كابينهاي خاصي بالا رفتيم كه حين بالا رفتن دور خود مي چرخيد و شما فرصت داشتيد كه همه اطراف را ببينيد و طبق نوشته هاي كه زده بود اين اولين تله كابين از اين نوع در جهان مي باشد.و اين مطلب را به همه زبانها حتي عربي (بغيراز فارسي) نوشته بودند و يك مورد ديگر هم اينكه روي هر يك از تله كابين ها پرچم يك كشور زده شده بود وهمين طور در ورودي هم پرچم تمامي كشور ها نصب شده بود. ولي ما كه اثري از پرچم سه رنگ جمهوري مبارك اسلامي نديديم.

در بالاي قله  كه سه هزار هفتصد وبيست متر ارتفاع داشت مناظر اطراف بسيار زيبا و دل انگيز بود يكي از مواردي كه در پايين و در تبليغات تيتليس ديده بوديم. پارك يخي و غارهاي يخي آن بود كه ما در بالاي قله كه دربعضي از قسمتهاي ان هم باد بسيار سردي مي وزيد وبرف هار را دوباره بلند مي كرد و به صورت آدم مي پاشيد هرچه گشتيم اثري نديدم و از چند نفر هم كه پرسيديم جواب دقيقي نگرفتيم ولي بعدا كه نقشه ها را با دقت نگاه كردم به اين نتيجه رسيدم كه بايد قسمتي از مسير را با اسكي يا با تله اسكي پايين مي رفتيم تا به اين مكان زيبا مي رسيديم.و اين هم با لباسها و كفشهاي ما غير ممكن بود.از قله پايين امديم و در تيتليس غذا را خورديم كه من يك غذاي سويسي كه همه اش ماكاروني و نوعي پنير بود را سفارش دادم  غذاي بدي نبود و خوشمزه بود در كنارش هم يك نوع سس ميوه اي بود كه به نظر من تركيبي از پوره ي سيب، هلو زرد آلو بود.

بعد از نهار كه ساعت دو خورديم به سمت شهر لوزرن يكي ديگر از شهرهاي بزرگ سويس حركت كرديم.

لوزرن هم تقريبا بافتي مانند زوريخ دارد يعني باز يك درياچه و يك رودخانه كه شهر را نصف مي كند.

همزمان با ورود ما به شهر لوزرن مثل اينكه يك بازي فوتبال باشگاهي داشت شروع مي شد و ملت همه با پرچم هاي زرد و لباسهاس زرد به سمت استاديوم مي رفتند و اين هم براي ما صحنه جالبي بود.

بالا و پايين رفتنمان در تتليس بيش از چهار ساعت طول كشيده بود و تعدادي از دوستان خسته بودند بنابر اين در لوزرن زياد نمانديم. و زود برگشتيم، از زيبايي هاي لوزرن كه ما  ديديم پل چوبي قديمي بود كه يكبار هم در سال 1993 آتش گرفته بود و حدو هفتاد در صد آن در آتش سوخته بود.قسمت زيادي از اين اثر زيبا از بين رفته بود در قسمت طاقي شكل اين پل در بالاي ان  تقريبا هر دومتري يك تابلوي نقاشي  كشيده شده بود كه احتمالا به تاريخ اين پل و اين شهر بر مي گشت از پل قديمي عبور كرديم و چند دقيقه را هم در قسمت قديمي اين شهر زيبا قدم زديم و به سمت ميني بوس برگشتيم تا اين شهر را ترك كنيم ،البته تصميم داشتيم سري هم به موزه ماشين اين شهر بزنيم كه متاسفانه تعطيل بود و فقط ما از پشت شيشه هاي ان توانستيم قطاار ها و ماشينهاي قديمي را ببينيم.اين طور كه راننده مي گفت از قديمي ترين تا جديد ترين ماشينها در اين موزه وجود دارد.

شايد اين يكي از آخرين مطالبي باشد كه در سويس مي نويسم بنابر اين اجازه بدهيد يك توصيف كلي از اين كشور برايتان داشته باشم.مردم بسيار آرام و خوبي دارد و در طول اين سفر هيچگاه احساس نكرديم كه نگاهي ناشي از عدم اعتماد به ما مي شود و هر وقت از كسي سوالي پرسيديم  خيلي دوستانه سعي مي كردند به ما كمك كنند.حداقل شهر بادن و روستاي وتينگن شهر بسيار آرام و امني مي باشد و در هر ساعتي از شب مي شد به تنهايي بيرون رفت وقدم زد و زياد پيش مي امد كه مي ديديم يك دختر بچه تنها در يك مكان خلوت بدون هيچگونه احساس ناراحتي در حال قدم زدن است.كشور بسيار گراني است حتي هزينه حمل و نقل عمومي در اينجا بسيار زياد است.اجاره ماهيانه يك منزل كوچك در اينجا نزديك سه هزار فرانك است و در اينجا دولت ماهيانه به همه پول مي دهد (همان پول نفتي كه قرار است آقاي احمدي نژاد هم به ما بدهد) يك خانواده ايراني كه از فاميلهاي يكي از دوستان بودند مي گفتند كه به خانواده چهار نفره آنها ماهيانه سه هزار و پانصد فرانك دولت پول مي دهد. ولي اين پول را بايد همه را هزينه كنيد و در اخر ماه فاكتورهاي بيمه و هزينه هاي تحصيلي و غيره را به دولت ارائه كنيد.در ضمن اين خانواده ايراني هر دو نفر شاغل بودند.

مشكلات سويس بيشتر با مهاجران كشورهاي بالكان است كه بعد از جنگ بالكان از بوسني و صربستان به اين كشور آمده اند و بهمين خاطر كشور سويس ديگر به راحتي مهاجر نمي گيرد و حداقل بايد دوازده سال در اين كشور شاغل باشيد شايد به شما اقامت دائم بدهند.حتي اگر با يك سويسي ازدواج كنيد بايد درامد بالاي حدود هفت هزار فرانك داشته باشد تا بتواند براي شما اقامت دائم سويس بگيرد.در آمد كشور سويس حدود هفتاد درصد از بانكداري و صنعت بيمه است و در زمينه كشاورزي، صادرات خاصي ندارد.

2 نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 13:37  توسط مِــــيْـــــــــــدی