امروز می خواستم در مورد اختلافات حماس و فتح بنویسم ولی باز دیدم همه بسیار بهتر از من در این مورد نوشته اند.به هر حال نمی دانم که آیا باید تئوری توطئه را باور کرد ،که تا گروهی پرکار و مردمی بر سر کار می آید تا به نفع ملت خود کار کند دشمنان این اجازه را نمی دهند و انواع بحرانها را و سنگ اندازی ها را شروع می کنند.
یا شاید هم نه این حماقت و بی درایتی و لجبازی و دیدن نوک دماغ است که باعث می شود حماس و فتح به این راه بروند.من که دومی را باور دارم.باور کنید اگر اسرائیل می دانست که با سر کار آمدن حماس اینجوری خیالش راحت می شود و در گوشه ای به نظاره می نشیند کاری می کرد که حماس زودتر سر کار بیاید.
دیروز فیلم اقای خاتمی را می دیدم که جنجالی به پا کرده این شعر معروف ایرج میرزا تقدیم به اقای خاتمی.
بر سر در کاروانسرایی ----- تصویر زنی به گچ بریدند
ارباب عمائم این خبر را ----- از مخبر صادقی شنیدند
گفتند که واشریعتا خلق----- روی زن بی نقاب دیدند
آسیمه سر از درون مسجد ----- تا سر در آن سرا دویدند
ایمان و امان به سرعت برق ----- می رفت که مومنین رسیدند
این آب ببرد آن یکی خاک ----- یک پیچه ز گل بر او کشیدند
ناموس به باد رفته ای را ----- با یک دوسه مشت گل خریدند
چون شرع نبی از این خطر جست ----- رفتند و به خانه آرمیدند
غفلت شده بود و خلق وحشی ----- چون شیر درنده می جهیدند
بی پیچه زن گشاده رو را ----- پاچین عفاف می دریدند
بالجمله تمام مردم شهر ----- در بحر گناه می تپیدند
درهای بهشت بسته می شد ----- مردم همه می جهنمیدند
می گشت قیامت آشکارا ----- یکباره به صور می دمیدند
اینست که پیش خالق و خلق ----- طلاب علوم رو سفیدند
با این علما هنوز مردم ----- از رونق ملک ناامیدند
مطلب بعدی هم در مورد جمع شدن در مقابل سفارت انگلیس وای که چقدر شجاعت و جرات لازم دارد که با حمایت دولت و نیروی انتظامی بروی جایی و عربده بکشی